على ربانى گلپايگانى
14
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
و ضرورى است و علاوه بر اينكه در تبيين و تفهيم مفاهيم فلسفى سودمند است موجب مىشود كه فكر دانشجوى فلسفه از آغاز به شيوهء استدلال منطقى و قياس برهانى مأنوس گردد و تفكر عقلانى و غور و تعمق در حقايق كلى و مجرّد ، در او تقويت گردد و از لغزشگاه وهم و خيال و در نتيجه از خلط مجرّد به مادّى و كلى به جزئى و حقايق به اعتباريات مصون بماند . 2 - رعايت نظم منطقى مباحث : در دو كتاب مزبور تا حدّ زيادى نظم منطقى مباحث رعايت گرديده است و در مجموع ، مراحل و فصول آنها به گونهاى تنظيم گرديده كه مطالب پسين را مىتوان از مطالب پيشين استنتاج نمود . مثلا در مباحث مربوط به احكام كلى وجود ( مرحلهء اولى ) نخست سه مسألهء مربوط به مفهوم وجود ( بديهى بودن مفهوم وجود ، اشتراك معنوى مفهوم وجود ، زيادت وجود بر ماهيت ) را بحث كردهاند آنگاه بحث اصالت وجود و وحدت تشكيكى حقيقت وجود را مطرح نمودهاند ، و از مسألهء زيادت مفهوم وجود بر ماهيت ، در تبيين موضوع بحث در مسأله اصالت وجود ، و از مسألهء اشتراك معنوى وجود در اثبات وحدت حقيقت وجود بهره گرفتهاند . 3 - در اين دو كتاب از مسائلى كه در متون ديگر فلسفهء نظرى مطرح گرديده تنها به مسائل مهمّ و كليدى پرداخته شده است . و از طرح مباحث غير لازم از قبيل مسائل مربوط به طبيعيات قديم خوددارى شده است ، ولى با اين حال رئوس كلى مسائل طبيعيات فلسفه را دربر دارند ، مثلا مباحث مربوط به جواهر و اعراض كه دو جلد از كتاب اسفار صدر المتألهين را به خود اختصاص داده است ، به صورت فشرده در يكى از مراحل دو كتاب بدايه و نهايه در حدّى كه براى يك دانشجوى فلسفه آگاهى بر آن لازم است مورد بحث قرار گرفته است . 4 - از ويژگىهاى بحثهاى فلسفى حكيم طباطبايى ( و خصوصا دو كتاب بدايه و نهايه ) اين است كه از خلط ميان علوم اعتبارى با علوم حقيقى ، و بهرهگيرى از روش تجربه و حسّ در فلسفهء نظرى كاملا اجتناب نمودهاند ، همانگونه كه